استعداد‌ها از کجا می آیند؟

آنتوان هانری بکرل، مخترع کشف پرتوزایی خودبه خودی. جوزف جان تامسون، مخترع رسانش الکتریکی گازها. ویلیام هنری براگ، مخترع تحلیل ساختار بلوری با استفاده از اشعه ایکس. پرسی ویلیامز بریجمن، مخترع دستگاه تولید فشار بسیار زیاد و کشف در زمینه فیزیک فشارهای زیاد. و خیلی از بزرگواران دیگر، کسانی بودند که جایزه نوبل فیزیک را از آن خود کردند. این دانشمندان علاوه بر استعدادی خوبی که داشتند، از بک گراند خانوادگی خوبی نیز برخوردار بودند. بدین ترتیب، من همیشه کنجکاو بودم که این استعدادها از کجا می آیند؟ البته بهتر است در همینجا یادآوری کنیم که هدف ما در اینجا استعداد است نه مهارت. چون بین مهارت و استعداد تفاوتی زیادی وجود دارد.
با این حال، برای شفاف سازی این مسئله، کاری که من کردم سراغ فهرست برندگان جایزه نوبل فیزیک بین سالهای ۱۹۰۱ الی ۱۹۲۵ و سالهای ۲۰۰۰ الی ۲۰۰۹ رفتم، تا مسئله را از بُعد دیگری مورد برسی قرار دهیم.

↩در مورد تفاوت استعداد و مهارت بیشتر در اینجا بخوانید.

  • فهرست برندگان جوایز نوبل فیزیک (۱۹۰۱ –۱۹۲۵):
سال اسم حرفه‌ پدر حرفه مادر
۱۹۰۱ ویلهلم کنراد روتنگن (Wilhelm Conrad Röntgen) تاجر (بازرگان)، صاحب کار خانه‌ای لباس عضو یک خوانواد‌ه‌ی از اهالی شهر لی‌نَپ
۱۹۰۲ هندریک لورنتس (Hendrik Lorentz) صاحب یک شیرخوارگاه (پرورشگاه)  
۱۹۰۲ پیتر زیمان (Pieter Zeeman) دستیار یک کشیش در کلیسایی هلندی  
۱۹۰۳ آنتوان هانری بکرل (Antoine Henri Becquerel) فیزیکدان؛ نوت: پدر کلان و پسری آنتوان نیز فیزیکدان بودند.  
۱۹۰۳ پیر کوری (Pierre Curie) دکتر  
۱۹۰۳ ماری اسکلو دوسکا کوری (Maria Skłodowska-Curie) یک معلم معروف یک معلم نیک‌نام
۱۹۰۴ لرد ریلی (Lord Rayleigh) یک شخص مهم و برجسته دختری یک انجنیر از خوانواده‌ی سلطنتی
۱۹۰۵ فلیپ لنارد (Philipp Lenard) صاحب کسب و کارِ تهیه شراب  
۱۹۰۶ جوزف جان تامسون (J. J. Thomson) مالک یک کتابخانه فامیل مادرش، صاحب یک کمپنی تولیدات پنبه بود
۱۹۰۷ آلبرت آبراهام مایکلسون (Albert Abraham Michelson) یک خورده فروش و مسئول تامین مواد تدارکاتی کارگران معدن طلا در کالیفارنیا بود دختر یک دکتر
۱۹۰۸ گابریل لیپمن (Gabriel Lippmann) صاحب یک کسب و کارِ کوچک در بخش تولیدات دستکش  
۱۹۰۹ گوگلیلمو مارکونی (Guglielmo Marconi) یک اشراف زاده‌‌ ایتالیایی نوه‌ای مالک یک کارخانه‌ی تولیدات ویسکی بنام Jameson & Sons
۱۹۰۹ کارل فردیناند براون (Karl Ferdinand Braun) دبیر  
۱۹۱۰ یوهانس دیدریک وان دروالس (Johannes Diderik van der Waals) نجار  
۱۹۱۱ ویلهلم وان (Wilhelm Wien) صاحب ملک  
۱۹۱۲ نیلس گوستاف دالن (Nils Gustaf Dalén) صاحب مزرعه  
۱۹۱۳ هایکه کامرلینگ اونس (Heike Kamerlingh-Onnes) مالک کار خانه‌ای خشت (آجر) پزی  
۱۹۱۴ ماکس فون لاوه (Max von Laue) صاحب منصب و عضو ارتش جرمنی  
۱۹۱۵ ولیام هنری براگ (William Henry Bragg) تاجر، افسر نیروی دریایی و مزرعه دار دختری یک کشیش
۱۹۱۵ لارنس براگ (Lawrence Bragg) برنده‌ای جایزه‌ی نوبل فیزیک  
۱۹۱۷ چارلز گلو ور بارکلا (Charles Glover Barkla) منشی در کمپنی کیمیایی اطلس دختری یک ساعت ساز
۱۹۱۸ ماکس پلانک (Max Planck) استاد حقوق و (پدرکلان پدری و مادری شان استاد الهیات بودند.)  
۱۹۱۹ یوهان اشتارک (Johannes Stark) زمین دار  
۱۹۲۰ شارل ادوارد گیوم (Charles Édouard Guillaume) صاحب یک کسب و کارِ کوچک (ساعت‌سازی)  
۱۹۲۱ آلبرت انیشتین (Albert Einstein)  پدرش یک انجنیر بود. شخصی که با برادرش یک کمپنی لوازم و تجهیزات برقی را شروع کرد دختری یک تاجر که یک کسب و کار را در بخش غله داری شروع کرد
۱۹۲۲ نیلز هنریک (Niels Bohr) استاد روانشناسی عضو یک خوانواده‌ای ثروتمندی یهودی دانمارکی و همچنان سرشناش در بانکداری
۱۹۲۳ رابرت اندروز ملیکان (Robert Andrews Millikan) عضو کلیسا فارغ التحصیل از دانشگاه اوبرلی و رئیس دانشگاه اولیوه
۱۹۲۴ مان سیگبان (Manne Siegbahn) رئیس ایستگاه خط آهن ایالتی؛ نوت: پسری مان سگبان نیز برنده‌ای مدال فیزیک در سال ۱۹۸۱ می‌باشد  
۱۹۲۵ جیمز فرانک (James Franck) بانکدار از یک خوانواده‌ای یهودی
۱۹۲۵ گوستاف هرتز (Gustav Hertz) قاضی نوت: کاکایی گوستاف یک فیزیکدان مشهور بود.  
  • فهرست برندگان جوایز نوبل فیزیک (۲۰۰۰ الی ۲۰۰۹):

ذکر این نکته الزامی است که والدین این برندگان در اوائیل و میانه‌ای قرن بیستُم متولد شده اند. به این معنی که در آن زمان شغل های مانندِ معلمی و خدمتکاری از لحاظ قدر و منزلت نسبت به امروز کاملاً متفاوت بوده و افرادی خیلی کمی به چنین شغل های دسترسی داشتند.

سال اسم حرفه پدر حرفه مادر
۲۰۰۰ ژورز آلفروف (Zhores Alferov) افسر و رئیس کارخانه رئیس یک سازمان اجتماعی برای زنان و کتابدار
۲۰۰۰ هربرت کرومر (Herbert Kroemer) خدمتکارِ غیر نظامی  
۲۰۰۰ جک کلیر کیلبای (‌Jack Kilby) مدیر اجرایی کمپنی برق کانزاس  
۲۰۰۱ اریک آلین کورنل  (Eric Allin Cornel) استاد انجنیری سیول در دانشگاه ام‌ آی تی. فارغ التحصیل دانشگاه استنفور، معلم زبان انگلیسی در مکتب
۲۰۰۱ کارل ادوین ویمَن (Carl Edwin Wieman) فارغ‌التحصیل دانشگاه، کارگری شرکت صنایع الوار بود نوت: پدر کلان کارل در دانشگاه شیکاگو متخصص الهیات بود فارغ التحصیل دانشگاه و از یک خوانواده‌ای تحصیل کرده
۲۰۰۱ ولفگانگ کترل (Wolfgang Ketterle) رئیس یک شرکت توضیع کننده نفت و ذغال (ولفگانگ در این شرکت به عنوان کار آموز کارش را شروع کرده بود) مسئول یک کسب‌و‌کار کوچک که محصولات کمک های اولیه را توضیع می‌کرد
۲۰۰۲ ریموند دیویس (Raymond Davis Jr.) رئیسی تکنالوژی عکاسی در اداره‌ استاندارد ملی  
۲۰۰۲ ماساتوشی کوشیبا (Masatoshi Koshiba) افسر ارشد نظامی  
۲۰۰۲ ریکاردو جاکونی (Riccardo Giacconi) صاحب یک کسب‌و‌کارِ کوچک معلم فزیک و ریاضی در سطحی مکتب و نویسنده‌ای چند تا از کتابهای درسی در بخشِ هندسه.
۲۰۰۳ الکسی الکسویچ ابریسکوسوف (Alexei Alexeyevich Abrikosov) داکتر آسیب شناسی، بزرگ شده در یک خوانواده‌ی‌ ثروتمند و مالک کارخانه مادرش دکتر بود.
۲۰۰۳ ویتالی لازار ویچ گینزبوگ (Vitaly Lazarevich Ginzburg) یک انجنیر که چندین اختراع ثبت شده دارد دکتر
۲۰۰۳ آنتومی جیمز لیگت (Anthony James Leggett) معلم فیزیک، کیمیا و ریاضی در مکتب معلم ریاضی در مکتب
۲۰۰۴ دیود گراس (David J. Gross) جامعه شناس، مامور اداری فیدرآل و مشاور در دولت اسرائیل فارغ التحصیل دانشگاه برنارد؛‌ همچنان برادرش فارغ الحتصیل دانشکده حقوق از هاروارد است.
۲۰۰۴ هیو دیوید پولیتزر (Hugh David Politzer) دکتر دکتر
۲۰۰۴ فر ناک ویلچک (Frank Wilczek) انجنیرِ برق  
۲۰۰۵ روی جی. گلائوبر (Roy J. Glauber) فروشنده معلمی دوره‌ای ابتداییه (مکتب)
۲۰۰۵ جان اِل هال (John L. Hall) انجنیرِ برق خواننده و معلمی دوره ی ابتداییه
۲۰۰۵ تئودور ولفگانگ (Theodor W. Hänsch) تاجر، در بخش صادارات ماشین آلات زراعتی  
۲۰۰۶ جان کرامول (John C. Mather) متخصص آمار و احصائیه معلمی مکتب
۲۰۰۶ جورج فیتسجرالد اسموت (George Smoot) تاجر و انجنیر؛ نوت: پدر کلان جورج قاضی بود معلمی مکتب
۲۰۰۷ آلبرت فرت (Albert Fert) فیزیکدان معلمی مکتب
۲۰۰۷ پیتر گرا نبرگ (Peter Grünberg) انجنیر  
۲۰۰۸ ماکوتو کوبیا شی (Makoto Kobayashi) دکتر و رئیس مرکز سلامت عمومی واقع در ناگویا نوت: پسر کاکای مَکوتو نخست وزیر جاپان بود
۲۰۰۸ توشی‌هیده ماسکوا (Toshihide Maskawa) یک تاجر که در بخش محصولاتی قندی فعالیت داشت. تاجر ور بخشش محصولاتِ قندی
۲۰۰۸ یویچیرو نامبو (Yoichiro Nambu) معلمی مکتب  
۲۰۰۹ چارلیس کی. کاوو (Charles K. Kao) حقوق‌ دان؛ نوت: پدر کلانی چارلیس پژوهشگر، شاعر، ادیب و هنرمند بود شاعر و نویسنده
۲۰۰۹ ویلارد اس. بوول (Willard S. Boyle) دکتر  
۲۰۰۹ جورج اِی. اسمت (George E. Smith) بیمه گر  

در ادامه نتیجه کلی فهرست بالا را با هم مرور می‌کنیم.

  • در میان سی نفر از برندگان جوایز نوبل فیزیک، در بین سالهای ۱۹۰۱ الی ۱۹۲۵، فقط پدری یکی از برندگان جوایز، امورات زندگ اش را با حرفه‌ای عادی‌تر می گذراند.
    • پدری (Johannes Diderik van der Waals) یک نجار بود.
  • در میان بیست هشت نفر از برندگان جوایز نوبل در فزیک، در بین سالهای ۲۰۰۰ الی ۲۰۰۹، فقط پدری یکی از برندگان جوایز، حرفه‌ای عادی (نجاری) داشت.
    • پدری (Carl Edwin Wieman) یک اره کش بود. البته در آن زمان، داشتن چنین شغلِ برای عده‌ای محدودی از افراد قابل دسترس بود. و ضمناً پدر کلانی کارل ادوین یک متخصص مشهور الاهیات در دانشگاه شیکاگو بود.

در نهایت شاید نتیجه‌ای واضح تری که بتوان از این دیتا گرفت، این باشد:

  • مشکل اساسی دسترسی است. دسترسی به منابع مالی، دسترسی به یک سیستم مناسب و دسترسی به محیط و شرایط مناسب. قطعاً، پول و خیلی از منابع دیگر می تواند بصورت فزاینده‌ای دست‌یابی به آموزش و خیلی از فرصت های دیگر را آسان تر کند.
  • مشکل بعدی، توانایی و شایستگی است یا بهتر بیگم استعداد است. (ظاهراً) استعداد و هوش تا حد زیادی ارثی است. (البته آمار چنین نشان می دهد) پس بدیهی است که والدین باهوش فرزندانی باهوش و زیرکی خواهی داشت.
  • پی نوشت ۱: در مورد تبار خودم

هرچند من خودم هیچ وقت ادعایی باهوش بودن نکرده‌ام و راستش با هوش هم نیستم. امیدوارم آن چه می‌نویسم تعریف از خود نباشد. اما من همیشه در مورد تبار دیگران (آدم های موفق و تاثیر گذار) تا حدی کنجکاو بوده ام، و می خواستم بی فهمم که واقعاً این استعداد و هوش از کجا می آید. در مورد شجره‌نامه خودم، البته به عنوان فردی که متولد اوائیل دهه هفتاد هستم، قرار ذیل است:

  • پدر کلان و مادر کلان پدری ‌ام – هردوی شان سواد خواندن و نوشتن را داشتند – البته مادر کلانم سواد نوشتن را نداشت اما، سواد خواندن را داشت. پدر کلانم یک دهقان بود. مادرکلانم یک شکسته بند بود، و با همین حرفه اش سرشناش بود. حد اقل در سطح ناحیه‌ای خودمان. جالب است بدانید که خواهر مادرکلان‌ام نیز یک شکسته بند بود و عمه‌ام نیز یک شکسته بند است.
    • پدرم فارغ التحصیل دارالمعملین است و بیشتر از چند دهه می‌شود که معلم است. همچنان، در اوقات فراغتش مشغول کارهای دهقانی است. حرفه‌ای بودن را دوست دارد. حرفه‌ای دهقانی اش نیز دوست دارد. و به قولی خودش عاشق کار است.
  • پدر کلان و مادر کلان مادری ام – هر دوی شان سواد خواندن و نوشتن را نداشتند – مادر کلانم در کناری کارهای خانه، به کارهای هنری دستی (بافتن) علاقمند بود، و پدر کلانم یک دهقان بود.
    • مادرم سواد خواندن و نوشتن ندارد. وقتی پای سواد و چنین چیزها پیش می‌آید، این موضوع برایش یک حسرتِ کلانی است. ولی خوب به گفته‌ای خودش، در آن زمان فرستادن دختر ها به مکتب رواج (رسم) نبود.
  • پی‌نوشت ۲: سام والتون، جی‌.کی. رولینگ و جان دی. راکفلر

سام والتون

  • پدری سام والتون بانکدار، مزرعه دار و کارمند بیمه بود. افزون براین، او مدتی در کمپنی “گرو” با برادرش کار می کرد، و گفته می‌شود که تمام وابسته گان شان دولتمند بودند.
  • مادرش پس از وارد شدن در دانشگاه، پس از مدتی از دانشگاه اخراج شد. سام والتون در سال ۱۹۱۸ متولید شده است. به این معنی که مادرش دانشگاه را قبل از سال ۱۹۱۷ شروع کرده بود. تحقیقات و آمار نشان می دهد که در سال ۱۹۴۹ فقط ۳.۸ فیصد از زنان توانسته بودند که دوره‌ای دانشگاهی شانرا به پایان برسانند. و اما در بین سالهای ۱۹۱۰ الی ۱۹۲۰ این رقم احتمالاً بین ۱ – ۲ فیصد بوده، و مادر سام والتون هم در میان همین گروه بوده است.

جی کی رولینگ

  • پدرش یک انجنیرِ هواپیما بود.
  • مادرش یک متخصص فنی در بخش ساینس بود.
  • بیشتر در مورد او در اینجا بخوانید.

جان دی. راکفلر

  • پدر بزرگش یک تاجر سرشناس و مزرعه دار بود.
  • مادر کلانش معلم مکتب بود (راستی؟ چه تعدادی از زنان در اوائیل قرن نوزدهم شغلی معلمی را در مکتب داشتند؟)
  • پدرش مالک یک شرکت قرضه دهی بود که به دهاقین در بدل ۱۲ درصد سود، پول قرض می داد. اگر مزرعه‌داران نمی توانستند در وقت موعود پولش پس بدهند، در عوض زمین های شانرا تصاحب می‌کرد. همچنان در خریدو فروش اسپ نیز شهرت داشت.
  • پی‌نوشت ۳: علایق مرکب نیرویی حداقل در جهان است: (برای دسترسی کامل این مقاله، در اینجا کلیک کنید.)

نسل‌ های طبقه‌ای ثروتمند حتی تا چند قرن دیگر هم دوست دارند، ثروتمند باقی بمانند. بطور مثال، مطالعاتی که گریگوری کلارک درمورد تحرک و پویایی جامعه‌ای سوئید انجام داده است نشان می‌دهد که در سوئید مردمان طبقه‌ای اشرافی و طبقه عادی از سابق نام های متفاوتی داشتند و دارند. حتی امروزه افرادی که از طبقه اشرافی نیستند نمی‌توانند نام های شان را مشابه به نام های طبقه اشرافی بمانند، در واقع ممنوع است. همچنان کلارک دریافت که در میانی گروه های زیاد تحصیل‌کرده، شغل های که دارای بیشترین حقوق اند مانند پزشکی و وکالت و اینهااا. افرادی که اسم خوانوادگی اشرافی دارند چهار تا شش مرتبه بیشتر از زمانِ پیش‌ بینی شده در امور حکومت نمایندگی می کنند.

این مطالب رو هم پیشنهاد می‌کنیم ببینید

درباره نویسنده: علی فکور

علی فکور | علاقه‌مندِ نوشتن با کیبورد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *