جزیرهٔ فانتزی: من، یک روز این کار را انجام خواهم داد

منبع عکس

در عصرِ زندگی می‌کنیم که همه چی با سرعت زیادی در حال تغیر است. غالباً این نوع تغیرات سریع باعث می‌شود که افراد گیج، نامطمئن و بی‌انگیزه شوند. و نهایتاً تصمیم به این می‌گیرند که کاملاً از کار دست بکشند و یا کاری کمتری را انجام‌ دهند.
طبیعتاً همه‌ای ما دوست داریم – موفق، ثروتمند، محبوب و از یک زندگی ایده آلِ برخوردار باشیم. اما قبل از این‌ که پلانِ برای عملی‌ کردن این اهداف‌ مان درست کنیم، به یاد این موضوع می افتیم که آهااا! در کنار همه‌ای این ها نیاز به اندکی تعطیلاتْ نیز داریم. با‌ این‌حال، تصمیم می‌گیریم که جملگیِ به یک تعطیلات – تعطیلات خیالی – به بیرون از شهر درجزیره‌ٔ فانتزی برویم. بدیهی است که چنین گونه تعطیلات، به جز یک تعطیلاتِ ذهنی چیزی بیش نیست – و نتیجه این می‌شود که همواره با خودمان یادآوری کنیم که:

  1. من یک روز این کتاب را خواهم خواند.
  2. من یک روز این مدرک تافل لعنتی را خواهم گرفت.
  3. من یک روز این برنامه‌ کاهش‌ وزن را عملی خواهم نمود.
  4. من یک روز این مهارت مدیریت زمان را خواهم آموخت. و بلا. بلا. بلا.

چند وقت پیش با یکی از دوستانم در گفت‌و‌گو نشسته بود‌یم. دوستم، مشخصاً سوالی را مطرح کرد: «چرا اکثریت برنامه‌ریزی های مان چی در کوتاه‌ مدت و چی در بلند‌ مدت منجر به شکست می‌‌گردد؟» بطور مثال، فرض کنید که من کلی برنامه‌ریزی کردم که تا شش ماه آینده امتحان تافل را پاس کنم، اما حالا می‌بینم، که وقتی زیادی به آن دیدلاین که قبلاً برای خودم مشخص کرده بودم، ندارم. اما من در این فاصله‌ای زمانی، هنوز نصف راه را هم نرفته‌‌ام! یعنی درحال حاضر پنجاه درصد هم آمادگی امتحان را ندارم. راستش، صادقانه اگر بگویم اغلب اوقات تمام این تنبلی ها و احمال کاری‌ها ریشه در بهانه های دارد که ما برای خودمان تعریف می‌کنیم. 

بهانه های محبوب ما:
معمولاً کسانی که در این جزیره خاص به تعطیلات به سر می‌برند، بیشتر علاقه‌ مند این هستند که با این بهانه ها کنار بیایند. اما سوال اساسی که برای ما مطرح می‌شود، این است که واقعاً چی دلیلی برای ماندن در این جزیره وجود دارد؟ این‌ جاست که همه‌ای ما دلایل و توجیه مورد علاقه‌ی مانرا برای ناتوانی، به‌ منظور عملی نمودن اهداف مان‌ به اشتراک می‌گذاریم، حالا این بهانه های محبوب ما می‌تواند شرایط، محیط‌ کار، خوانواده و دوست مان باشد. همان‌طوریکه مارک تواین گفته است:

هزار عذر و بهانه برای شکست وجود دارد، اما هرگز هیچ دلیلِ خوبی برای انجام یک کار وجود ندارد.

قطعاً دیده می‌شود که در پیوستن در این تور هیچ مذیتِ وجود ندارد. خوب. چه بهتر است که به جای آن مصمم به این باشیم که عادات عملکرد مانرا بصورت پایدار رشد و توسعه دهیم. بعنوان مثال، یک مهارت و هنری را که واقعاً دوست داریم، انتخاب نموده، طبق برنامه بالای آن کار کنیم، و حتی هرگز اجازه یک استثنا را هم ندهیم. پس با این فورمول امکان دست یابی به اهداف بیشتر و موثق‌تر خواهد بود. با این وجود، اگر این کار را بارها و بارها انجام دهیم، تا زمانی که سرانجام آسان، اتوماتیک و خلاصه به یک عادت تبدیل‌ شود. در این صورت، گفته می‌توانیم که ما تقریباً نصف راه را پیموده‌ایم. و سپس می‌توانیم بسوی پلان بعدی که نیاز به توسعه دارد، حرکت کنیم.

خلاصه از همه مهم‌تر این‌که، ما باید عادت شروع کردن به یک کار  را یاد بگیریم و سپس مهم‌ترین اهداف مانرا انتخاب نموده و آنرا پیگیری نماییم. توانایی ما برای شروع یک برنامه و ادامه‌ای آن تا زمانی که به اهداف مان برسیم، در واقع کلید برنده شدن، رسیدن به شادی و موفقیت در زندگی خواهد بود.

این مطالب رو هم پیشنهاد می‌کنیم ببینید

درباره نویسنده: علی فکور

علی فکور | علاقه‌مندِ نوشتن با کیبورد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *