فلسفه‌ای رشد‌خلاقیت و چند نکته‌ی دیگر

منبع عکس 

صبح روز شنبه بود. هوا کم‌کم روشن می‌شد. طبق معمول از خواب بیدار شدم و تمام افکارم را متمرکز این کردم که یک نوشته‌ای جدید در وبلاگ‌ام بی‌نویسم. در ابتدا یک صبحانه‌ای عالی برایم آماده‌کردم،‌ چای انداختم و سپس در میزم نشستم و انگشت هایم را بالایی صفحه‌ی کیبورد لبتاب‌ام جابجاه کردم. منتظر ماندم که چیزی به ذهنم برسد، تا بی‌نویسم. منتظرماندم، منتظرماندم. آخ. لعنتی!

چند دقیقه‌ی به همین منوال گذشت، اما هیچ چیزی به ذهنم نرسید. احساس وحشتناکی داشتم! ساعت ها وقت‌ام را حرامِ فکرکردن به این کردم که حتماً من در این ضمینه هیچ استعدادِ ندارم. اما باز هم تقلا کردم نیمه‌ی پر را ببینم و به مغزم التماس کردم تجدید نظر کند. نهایتاً، برای این بد‌بینی ام توجیهی پیدا کردم که، چنین چیزی بدیهی است و برای همه اتفاق می‌افتد.

داستان فوق بر می‌گردد به چند هفته قبل. نمی‌دانم آن روز به‌ خاطر حالی بدی که داشتم چنین حسی‌بدی برای من ایجاد شد و یا چیزی دیگر، ولی هرچه بود؛ نهایتاً مبتلا به امیدواری شدم و به‌رغم تمام باورهایم شروع کردم به نوشتن.

خوب. با تمام گپ های مطرح شده، برای این‌که از موضوع پرت نشویم، می‌خواهم بگم که خلاقیت (در هر حرفه‌ای) مانند عضله‌ی می‌ماند که باید روزانه تحریک و تغذیه شود، و از همه مهم‌تر این‌که باید از محدوده‌ی راحتی خود عبور کند تا به یک عضل‌ی قوی تبدیل شود.

واقعیت این است که همه‌ای ما توانایی خلاق بودن و هنرمند شدن را داریم. هریک ازما توانایی این را داریم که خیال پردازی کنیم و حتی از زمان و مکان فراتر برویم و طیف وسیعی از ایده‌های بکر و نو را خلق کنیم.

اما مشکل این است که برخی ازما خودمان را قانع کرده‌ایم که خلاق نیستیم و یا هنوز راه خود را پیدا نکرده‌ایم. با این حال، ممکن است اعتماد بنفس خودمان را در مورد خلاق بودنمان ازدست بدهیم. که بسیار بد است. و الزاماً اعتماد بنفس بسیار بسیار مهم است. از این‌رو، انسان‌های که به معنی‌واقعی کلمه هنرمند اند باید خلاقیت‌ شانرا افزایش دهند تا بتوانند کارهای بزرگ و خلاقانه‌تری را انجام دهند. با این مقدمه چینی‌ها درین‌جاه لازم میبینم به نکاتی اشاره کنم که، تمرین، تکرار و یک روتین مشخص همچنان‌که در برنامه‌‌ی های ورزشی مفید هستند، میتواند در بهبود و رشد خلاقیت‌مان نیز مفید واقع شود.

  • انتخاب یک رژیم غذایی‌ مناسب: ما همیشه اولین توصیه‌ای که‌ از مریبان ورزشی مان می‌شنویم این‌است: اگر می‌خواهید رو فورم و صحتمند باشید، باید غذایی سالم و خوب مصرف کنید. بنابراین بعید به‌نظر می‌رسد اگر تمام وقت پیتزا بخوریم عضلات‌مان رشد کند. با‌این‌‌وجود داشتن یک رژیم غذایی بهتر می‌تواند ما را در این مسیر کمک کند. همین‌طور وقتی پای رشد خلاقیت پیش می‌آید، در این مورد نیز صادق است. پس نتیجه این می‌شود که برای‌ خلاق‌ بودن می‌بایست محتوایی سالم و ارزشمند مصرف کنیم. با این توضیحات، اجازه دهید در این مورد مثالی از رید هستینگز مدیر ارشد اجرایی نت فلیکس برای‌تان نقل کنم. در سال ۱۹۸۲، رید هستینگز هژده ساله بود که در یک فروشگاه کوچک دی‌وی‌دی فروشی در آریزونا مشغول کار شد. آن وقت ها کسب‌و‌کار فروش دی‌وی‌دی آنقدر رونق نداشت، خیلی آهسته پیش‌می‌رفت. رید هستینگز در عوض این‌که تکالیف مدرسه‌ای خود را انجام بدهد، تصمیم گرفت که هرکدام از فلم ها را در فروشگاه ببیند. شاید این کار رید به‌ نظر خیلی ها اتلاف وقت به‌حساب بیاید؛ اما این کار او را به یکی از کارشناسان فلم تبدیل کرد. بعد از یک دهه رید یک کتاب رمان نوشت و سپس عنوان مدیر ارشد اجرایی نت فلیکس را کسب کرد. در یکی از مصاحبه‌ هایش گفته‌ بود: «من، هنوز تعدادِ زیادی از فلم ها را می‌بینم تا خلاقیت‌ام در این صنعت به‌روز باقی‌ بماند.» خلاصه این‌که، ما باید هر لحظه متوجه خوراک ذهن مان باشیم، چون نوع محتوایی که ما امروز مصرف می‌کنیم تاثیر مستقیم روی مودل ذهنی و میزان خلاقیت ما دارد. بنابراین بهتر خواهد بود که این نکته را جدی بگیریم.
  • تفریحی در کار نیست: همان‌طور که برای رشد و پرورش عضلات مان باید هر روز – بیدون وقفه – تمرین کنیم، در کنار آن‌ سعی‌کنیم این کارمان‌ را به یک عادت تبدیل‌کنیم. با این وجود، همانند ورزش، رشد خلاقیت نیز ضرورت به تلاش و تمرین پایدار دارد. اجازه دهید که در این مورد مثالی از جاناتان‌ دالی برای‌تان تعریف کنم. جاناتان در یک دانشگاه پزشکی کار می کرد؛ اما او از این وظیفه‌اش متنفر بود. نهایتاً او یک روز تصمیم گرفت که وظیفه‌اش را ترک کند و کار مورد علاقه‌اش یعنی نقاشی را شروع کند. اما چالش که سد راه‌اش وجود داشت این بود که او تا به امروز هیچ قلم مویی را بدست نگرفته بود. پس ظاهراً خیلی مشکل به‌نظر می‌رسید. اما او با این مشکلش کنار آمد و به‌طور – مسلسل – شروع به نقاشی کرد. اما در این‌ میان برای جاناتان نتیجه‌ی کارش آنقدر اهمیت نداشت ولی چیزی که برای او اهمیت داشت این بود که فقط دوست داشت نقاشی کند. اکنون، یعنی یک دهه بعد‌ از آن ماجرا جاناتان یکی از بهترین چهره ها در بخش نقاشی مطرح شده‌است. با این وصف، می‌توان گفت موفقیت جاناتان یه‌شبه بوجود نه‌ آمده است؛ بلکه این موفقیت نتیجه‌ی کاری طاقت‌فرسایی است که او در این یک‌دهه به‌صورت پایدار متقبل شده‌ است.
  • انتخاب یک پارتینر برای برنامه‌های روزانه: طبعاً، در ورزش تنها داشتن یک برنامه‌‌ی ورزشی عالی موثر نیست؛ بلکه در کنار آن داشتن یک پارتینر نیز الزامی است. حتی این مسئله در محیط آموزشی، محیط کار و ورزش نیز خالی قابل اهمیت اس‌‌. پس زمانی که پای رشد خلاقیت پیش می‌آید، در این مورد نیز صادق است. فرونتاه، یکی از ستارگان یوتیوب، در یکی مصاحبه هایش در مورد فوائید اشتراک‌گذاری گفته‌ بود:‌ «وقتی می‌بینم یکی از دوستانم یا یکی از هوادارانم پروژه‌ های خیلی خوبی را انجام میدهند، از دیدنش خوشحال می‌شوم. همیشه برایم الهام ‌بخش است و سعی می‌کنم خودمم نیز در این سطح ظاهر شوم.» پس مانند برنامه‌‌های ورزشی، داشتن پارتینر در این سفر (خلاق‌بودن) نیز موثر است. حالا این پارتینر می‌تواند یک دوست، هم‌اطاقی، هم‌کلاسی و یا یک همکار باشد.

در پایان، همان‌طوری که قبلاً توضیح دادم، رشد‌خلاقیت در هر‌ حرفه‌ای چیزی نیست که یه‌شبه اتفاق بیفتد. هرچند که ما انسانها همیشه برای رسیدن به هدف و علایق‌مان شتاب به خرج می‌دهیم و دوست داریم زودتر به نتیجه برسیم. اما بهتره در چنین مواردی ماسک انتظارمان را به چهره‌ای مان بگذاریم و صبر پیشه‌کنیم. طبعاً، کسانی‌که پیوسته از تلاش در باشگاه های ورزشی لذت می‌برند به اندامی مناسب خواهند رسید، و همچنان کسانی‌که از ساعات طولانی‌و‌خسته ناپذیری‌ کاری لذت می‌برند از نردبان ترقی بالا خواهند رفت؛ ولی همه‌ای این ها نیاز به پشت‌ِکار دارد. اما چاره جُز اینه که ناله‌ی شب‌گیر کنیم.

این مطالب رو هم پیشنهاد می‌کنیم ببینید

درباره نویسنده: علی فکور

علی فکور | علاقه‌مندِ نوشتن با کیبورد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *