درباره‌ راه‌اندازی وبلاگ

من (راست) و علامه (چپ) تابستان ۱۳۹۶، تهران 

هرچند در این دنیا از این نوع دوستان به ندرت پیدا می‌شوند؛ دوستانی که نسبت به منابع دست‌داشته‌ و رشد و موفقیت‌شان بی‌تفاوت نیستند. آنها کم‌نظیرند و در بسیاری اوقات الهام‌بخش. من نیز معدودی از این دوستان را دارم. به دنبال تشویق و توصیه‌ی آنها مبنی بر مزیتِ داشتن وبلاگ شخصی، احساس کردم بد نیست قطعه زمین کوچکی در این دهکده‌ای جهانی بی‌کران (وب) داشته باشم. این شد که این وبلاگ را راه‌اندازی کردم.

با رشد و گسترش تکنالوژی، ابزارهای دیجیتال نیز درحال رشد و توسعه اند. در عصر فعلی، اکثریت آدم‌ها ساعات های مدیدی از وقت شان را در فضایی وِب، مخصوصاً در شبکه‌ های اجتماعی، می‌گذرانند. با اینکه مزیتِ حضور در شبکه‌های اجتماعی را نمی‌ توان انکار کرد؛ اما در بهترین حالت، از شبکه‌های اجتماعی نمی‌توان فراتر از یک ابزار تبلیغاتی استفاده کرد.

مثل بسیاری‌های دیگر که وبلاگ شخصی دارند، به نظر من، وبلاگ شخصی می‌تواند فضایی مناسبی برای تفکر و اندیشیدن باشد. همچنانی‌که اِستیون کینگ در یکی از مصاحبه‌ هایش می‌گوید:

خوانندگان برای آگاه‌شدن می‌آموزند و نویسندگان برای تفکر و اندیشیدن.

با این دیدگاه، به عقیده‌ای من تمامی آدم های که در وبلاگ شخصی شان می‌نویسند، نسبت به اکثر آدم های که در شبکه های اجتماعی پرسه می‌زنند، متفاوت اند، و این تفاوت یک مزیت است و شاید هم قدمی بسوی متعالی شدن.

اجازه دهید حرفم را با بیان ضرب‌المثلی قدیمی اما ارزشمند ادامه دهم: «هیچ جایی، خانه‌ای خودِ آدم نمی‌شه!» این ضرب‌ المثل در فضای دیجیتال نیز صادق است. چی جایی بهتر از وبلاگ شخصی خودِمان.

زمانی که خانه‌ای خودمان را داریم، دیگر مجبور نخواهیم بود که در قلمرو امپراتوری چون: زاک، هافمن، و جک دورسی عمارت مان را بسازیم. داشتن زمین بازی و قلمرو شخصی لااقل از این جهت ارزشمند است که می‌توانیم با خیال راحت عمارت خودمان را در آن محدوده بنا کنیم؛ جایی که همه‌چیز تحت کنترل خودماست و تعیین قداعدش نیز در دستان ما، نه مدیران شبکه‌های اجتماعی.

بگذارید این نوشته را اینطور پایان دهم: امیدوارم این وبلاگ بستری شود برای ایجاد فضای مناسب برای تعامل و یادگیری. مکانای که من از ایده‌ها، آموخته‌ها و تجارب‌ام می‌نویسم و امید این را دارم تا شما با نظرات خود این پروسه‌ی بی‌انتهای یادگیری را مفیدتر و این فضا را غنی‌تر سازید.

پی‌نوشت: رحمت الله علامه، دوست من که از دوران ورود به پوهنتون (دانشگاه) باهمدیگر آشنا شدیم، در بعضی مسائل تخنیکی مرتبط با راه‌اندازی وبلاگ با من همکاری نموده است. این عکس دوتایی‌مان را به رسم قدردانی از ایشان در اولین نوشته‌ی وبلاگ قرار دادم.

درباره نویسنده: علی فکور

علی فکور | علاقه‌مندِ نوشتن با کیبورد

10 دیدگاه

  1. خیلی خوشحالم که وبلاگ‌ات را با این نوشته‌یی زیبا افتتحاح کردی. من هم امیدوارم طوری زیبا و گیرا بنویسی که من مجبور باشم هیچ نوشته‌یی تو را از دست ندهم.

    موفق باشی دوست قدیمی.

  2. جناب فکور گرامی، خوشحالم که می‌بینم استوار ایستاده‌ای و تلاش ات را جهت بهتر کردن هر روز ات میکنی عزیز
    موفق و پایدار و استوار باشی

    1. زمان نازنین!
      نمی‌دانی چقدر خوشحالم از اینکه اینجایی،
      من، همیشه با کامنت های الهام‌ بخشت قدرت می گیرم.
      عزیز، ممنون که هستی.

  3. با درود:
    من به نو اندیشی،خلاقیت و لیاقت شما باور مندم. امید است به آرزوی والای که داری برسی فکور عزیز…
    پ ن : آخر تو هم از نفرای عده هستی…

    1. دوست قدیمی!
      مهربانی‌ولطف شما برایم بی نهایت عزیز و ارزشمنده.
      من هم منتظر موفقیت روز افزون شما هستم.
      بر قرار باشی – عزیزِ دلی

  4. فکور عزیز،
    تبریک میگویم و خوشحالم که بلاخره وبلاگت را راه انداختی.

    منتظر نوشته های خوب از این آدرس هستم.

    موفق باشی.

  5. خوشحالم از اینکه دوست ورزیده وعالی فکر مثل شما دارم، که همیشه دنبال بهترین ها بوده و خودش هم بهترین و خوش فکر ترین است .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *